پیش رو کوچه بن بست و خیابان سکوت
مثل یک جمله به پایان خودم نزدیکم
منتظر منتظر نقطه ی پایان سکوت
من و این دفتر شرجی زده از بس پی شعر
خیره بر خویش نشستیم در ایوان سکوت
منتشر می شود از ما به همین زودی ها
حجمی اندازه ی دل تنگی دیوان سکوت
ناودان ها همه خاموشتر از من شده اند
من و بی چتر ترین پرسه و باران سکوت
شانه های تو اگر بود سر پر شورم
اینچنین خسته نمی ماند، به دامان سکوت
برچسب: سکوت,سکوت بره ها,سکوت میکنم,سکوتم از رضایت نیست,سکوت شب,سکوت بره ها 2,سکوت شعر,سکوت در برابر ظلم,سکوت درون,سکوت عشق,
نویسنده: رضا اکبری