کفر نامه کارو - تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 12:10
شبي در حال مستي تكيه بر جاي خدا كردم در آن يك شب خدايي من عجايب كارها كردم جهان را روي هم كوبيدم از نو ساختم گيتي ز خاك عالم كهنه جهاني نو بنا كردم كشيدم بر زمين از عرش، دنيادار سابق را سخن واضح تر و بهتر بگويم كودتا كردم .................................................................................
سکوت - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 3:26
پشت سر خستگی راه و بیابان سکوت پیش رو کوچه بن بست و خیابان سکوت مثل یک جمله به پایان خودم نزدیکم منتظر منتظر نقطه ی پایان سکوت من و این دفتر شرجی زده از بس پی شعر خیره بر خویش نشستیم در ایوان سکوت منتشر می شود از ما به همین زودی ها حجمی اندازه ی دل تنگی دیوان سکوت ناودان ها همه خاموشتر از من شده اند...
آین یک دو سه روز - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 3:26
این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت چون آب به جویبار و چون باد به دشت هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت روزی که نیامدهست و روزی که گذشت ........... نیکی و بدی که در نهاد بشر است شادی و غمی که در قضا و قدر است با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل چرخ از تو هزار بار بیچارهتر است حکیم خیام
نمیدونم تا کی هستم - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 5:08
سلام دل نوشته حقیقت دارد هر چند تلخ این وبلاگ نمیدونم تا چه زمانی فعالیت دارد چون من بیماری حادی دارم چه زمانی باید تمام شود این زندگی فقط خدا میداند اگر کسی به این وبلاگ سر زد ممنون میشم کامنت بگذارد من زندگی پر از طلاتم داشتم فراز نشیب و مشکلاتی که امروز همه انسانهای به نحوی درگیر این مشکلات هستن ...
قصه - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 5:08
خندهات طرح لطیفی است که دیدن داردنازِ معشوق دلآزار خریدن دارد فارغ از گلّه و گرگ است شبانی عاشقچشم سبز تو چه دشتی است! دویدن دارد شاخهای از سر دیوار به بیرون جستهبوسهات میوهی سرخی است که چیدن دارد عشق بودی وَ به اندیشه سرایت کردیقلب با دیدن تو شور تپیدن دارد وصل تو خواب و خیال است ولی باور کنعاشقی ب...
پاییز - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 5:08
پاییز می رسد که مرا مبتلا کندبا رنگ های تازه مرا آشنا کند پاییز می رسد که به مانند سال پیشراز درخت باغچه را برملا کند او قول داده است که امسال از سفراندوه های تازه بیارد ... - خدا کند ! - او می رسد که باز هم عاشق کند مرااو قول داده است و باید وفا کند او نیزعاشق است و راهی نمانده استجز این که روز و ش...
دلی در اتش - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 5:07
چه غم دارد ز خاموشی درون شعله پروردم که صد خورشید آتش برده از خاکستر سردم به بادم دادی و شادی ، بیا ای شب تماشا کن که دشت آسمان دریای آتش گشته از گردم شرار انگیز و توفانی ، هوایی در من افتاده ست که همچون حلقه ی آتش درین گرداب می گردم به شوق لعل جان بخشی که درمان جهان با اوست چه توفان می کند این موج ...
انسان - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 5:07
مشق شب گر که نوشتیم وکتابی خواندیم مقصد از این هم این بود که انسان باشیم
چرا؟ - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 5:07
ضربه خوردیم وشکستیم و نگفتیم چرا؟!ما دهان از گله بستیم و نگفتیم چرا؟!جای "بنشین" و "بفرما"- "بتمرگی" گفتند..!...ما شنیدیم و نشستیم و نگفتیم چرا؟"تو" نگفتیم و "شمایی" نشنیدیم و هنوزساده مثل کف دستیم و نگفتیم چرا؟!دل سپردیم به آن "دال" سر دشمن و دوستدشمن و دوست پرستیم و نگفتیم چرا؟!چه "چراها" که شنیدی...

برچسب‌های مرتبط

کفر نامه کارو | کفر نامه کارو خداوندا | کفر نامه کارو بدون سانسور | کفر نامه کارو صوتی | کفرنامه کارو کامل | کفرنامه کارون | کفر نامه کارو خدا هيچ است | کفرنامه کارول | کفر نامه کارو pdf | دانلود کفرنامه کارو